چهارشنبه ٢٤ مرداد ١٣٩٧ فارسي|Deutsch
صفحه اصلی|سفر به ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title


  چاپ        ارسال به دوست

«ایمان و حقیقت» پروژه مفاهیم کلیدی در گفتگوی بین ادیان (Key Concepts in interreligiousDialogue)

 

 

 

 

روز اول 27 سپتامبر بررسی مفهموم ‘ایمان’ یا ‘حقیقت’ در سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام

 

KCID عنوان پروژه دانشکده اسلام‏شناسی و زبان‏شناسی شرقی دانشگاه ارلانگن_نورنبرگ می‏باشد. این پروژه به دنبال تعریف  مفاهیم مشخص و کلیدی در سه دین مسیحیت، یهودیت و اسلام است. سمینارها و کارگاه های 27 تا 29 سپتامبر سال 2017 میلادی که به بررسی دو مفهوم «ایمان و حقیقت» در سه دین یهودیت، اسلام و مسیحیت پرداخته است، از همکاری این دانشکده با مرکز شیخ نهیان امارات متحده عربی حاصل شده است. سخنرانان حاضر در این سمینارها دکتر پروفسور سوزانه تالاباردون از دانشگاه بامبرگ در حوزه ی ایمان در یهودیت، دکتر پروفسور والتراشپارن از دانشگاه ارلانگن_نورنبرگ در حوزه ی ایمان در مسیحیت، پروفسور انجم از دانشگاه تولدو آمریکا در حوزه ی ایمان در اسلام، دکتر پروفسور اشتفان اشراینر از دانشگاه توبینگن در حوزه ی حقیقت در یهودیت، دکتر پروفسور توماس شرتر ترندل از دانشگاه رگنسبورگ در حوزه ی حقیقت در مسیحیت، دکتر پروفسور نادر البیزری از دانشگاه آمریکایی بیروت لبنان در حوزه حقیقت در اسلام.

 

مقدمه نماینده دانشگاه بیروت در باب پروژه یKCID

زندگی روزمره ی ما سرشار از تعاملات میان فرهنگ‏ها و ادیان است.از نمونه‏های موفق همزیستی و تعامل  میان ادیان و فرهنگ‏ها نمونة لبنان است که در آن پیروان اسلام و مسیحیت در کمال احترام در کنار هم زندگی می‏کنند. این همزیستی باعث شده است که دانشگاه بیروت و دانشکده عرب‏شناسی این شهر به ایده ی این همکاری با دانشگاه ارلانگن_نورنبرگ بیافتد.

دو مفهوم اصلی‏ای که در این سمینار بررسی خواهد شد مفاهیم ایمان و حقیقت در سه دین مسیحیت، اسلام و یهودیت است.

«ایمان» بخش جدایی ناپذیر هویت فرهنگی دنیای عرب است. حتی آنهایی که به ظاهر به بی‏خدایی تظاهر می‏کنند، در نهاد خود به جریانی اعتقاد دارند. ایمان می‏تواند به مفهوم رهایی برای تمامی انسان‏ها باشد و با وجود آنکه در ادیان مختلف تعاریف متفاوتی از آن ارائه شده است، نقطه ی مشترک بین تمامی ادیان در تعریف این مفهوم آن است که خدا را در مرکز خلقت قرار می‏دهند. اما در اینجا باید ذکر کرد که ایمان به نوعی دچار تعاریف رادیکال و نادرست هم شده است. جریان‏های بنیادگرایی از قبیل دولت اسلامی داعش و اقدامات آنها علیه ایزدیان و مسیحیان عراق، همچنین اقداماتی که تحت لوای ایمان علیه مسلمانان میانمار صورت گرفته است گواه این تعریف منفی از ایمان است.دلیل تمامی این اتفاقات آن است که گروهی به جریانی ایمان دارند که گروهی دیگر به آن ایمان ندارند.

 مفهوم بعدی قابل بررسی در این سمینارها مفهوم «حقیقت» است. حقیقت و دستیابی به آن فرمول مشخصی ندارد بلکه یک پروسه است که تمام جنبه‏های زندگی انسان را اعم از روح و جسم در بر می‏گیرد.

 

سخنرانی پروفسور دكتر سوزان تالاباردوندر باب مفهوم ایمان در یهودیت 

نقطة عطف تحقیق پیرامون مفهوم ایمان در یهودیت، نظریه ی مارتین بوبر است. مارتین بوبر دو مفهوم اصلی از ایمان را مشخص کرده است. وی معتقد است که هر دوی این مفاهیم از داده‏های ساده ی زندگی انسان قابل برداشت هستند. اولین مفهوم از این حقیقت برمی آید که انسان به چیزی یا کسی اعتماد و اعتقاد دارد، بی‏آنکه دلایل این اعتقاد و اعتماد را بداند. دومین مفهوم برآمده از این حقیقت است که در عین نداشتن توانایی برای توضیح دلایل این اعتماد فرد باایمان اذعان می‏دارد که آن کس یا چیز که به آن معتقد است، مصداق بارز حقیقت یا عین حقیقت است و این حقیقت و اعتماد وی ریشه در شناخت وی دارد. مثال بارز اولین مفهوم در اولین دوران حیات قوم اسرائیل یافت می‏شود. بدین معنی که فرد در جامعة اولیه اسرائیل به عنوان فردی از یک قوم متولد می‏شد و این قوم بذات قومی باایمان تلقی می‏شد. در باب مفهوم دوم ایمان، دوران اولیه ی مسیحیت مثال خوبی است، دورانی که ریشه در اضمحلال و فروپاشی اسرائیل باستانی و تشکیل جوامع ایمان محور شرق باستان داشته است.

دکتر تالاباردون در ادامة سخنرانی خود تفاوت این دو مفهوم را با استفاده از کلمات کلیدی این دو دین مشخص کرده است."اِمونا" یا همان کلمة ایمان در زبان عبری  است و در معنی با اولین مفهوم معرفی شده در بالا تطبیق دارد (مقصود اعتماد و اعتقاد به یک فرد یا چیز است). دومین کلمة کلیدی "پیستیس" است که در زيان يوناني به معني ايمان است و در چارچوب مسیحیت جای می‏گیرد و با دومین مفهوم معرفی شده در بالا تطبیق دارد (مقصود ايمان حاصل شده از شناخت است). با در نظر گرفتن تعریف امونا می‏توان قائل شد که فرد با ایمان متولد می‏شود و پروسه ای برای اکتساب ایمان طي نمي كند. در مفهوم پیستیس اما فرد با ایمان متولد نمی‏شود، بلکه فرآیندی را برای اکتساب ایمان طی می‏کند. این نکته یکی از تفاوت‏های کلیدی در کارکرد مفهوم ایمان بین مسیحیت و یهودیت است. در یهودیت دین فرد است که او را به ایمان می‏رساند، در حالي كه در مسیحیت بالعکس ایمان است که فرد را به دین مرتبط می‏ كند.

در ادامه دکتر تالاباردون به ذکر آیاتی از عهد عتیق پرداخت که در آنها به مفهوم ایمان اشاره شده است:

·       «و اسرائیل آن دست بزرگ را که خدايمان علیه مصر به کار برد، دید، پس مردم از خدا ترسیدند بدو و به خدمتکار وی موسی ایمان آوردند».

·       «رأس (مرکز فرماندهی) افراین، شامرون است و رأس شامرون پسر رمال جاهو است، اگر ایمانی نیاورید پس قابل اطمینان نخواهید بود».

·       «و بدان جهت که اعتماد و اعتقاد خود را به خدا قرار داد، خدا او را شایسته پاداش قرار داد».

·       «شما اسرائیل، سرور خدای ماست، شما ملزمید که سرور و خدایتان را با قلب و روح و ذهنتان دوست بدارید، آن چیز که امروز از شما طلب می‏کنم را در قلبتان جای دهید، به بچه‏ هایتان انتقال دهید، از بر بخوانیدشان وقتی که در خانه هستید، وقتی در راه هستید، وقتی که می‏خوابید و وقتی که برمی‏خیزید، آن را به عنوان نشانه بر سر ببندید و بگذارید به عنوان سمبلی بر پیشانیتان باشد، آن را بر سردرِ خانه‏هایتان حک کنید»

از نمونه‏هاي متون ربّینی که در آنها به مفهوم ایمان پرداخته شده است:

 "مردم از سرور و ارباب ترسیدند. در گذشته ‏ها از او ترسی نداشتند اما اکنون از سرور و ارباب می‏ترسند و به موسی خدمتگذار او ایمان دارند. اگر آنها به موسی ایمان دارند چه بسیار بیشتر به سرور و ارباب، بدین ترتیب آگاه شدیم هر آنکس که به شبان باوفا ایمان دارد به دستور وی (تورات) - او که سخن گفت و دنیا را آفرید- ایمان دارد و آن مردم ضد خدا و موسی سخن گفتند و آنها که علیه خدا سخن گفتند چه بسیار بیشتر علیه موسی. ما آگاه شدیم آنان که ضد چوپان باوفا صحبت کردند علیه اویی که سخن گفت و جهان را آفرید صحبت کردند".

 

سخنراني پروفسور دكتر والتر شپارن از دانشگاه ارلانگن- نورنبرگ پيرامون مفهوم ايمان در مسيحيت 

مفهوم ايمان در مسيحيت بسيار وامدار تفسير اين مفهوم در يهوديت است. هيچ شاخه اي از الهيات مسيحي بدون ارجاع به ابراهيم(ع) به عنوان «پدر ايمان» وجود ندارد. در حقيقت تمام "اديان توحيدي" ايمان را به عنوان نقطه ي مشترك در تعاملات خود مي شناسند. به مفهوم "توحيدي" از اين روي تأكيد مي شود كه تنها ايمان به خداي واحد اين اجازه را مي دهد كه به خدا اطمينان و اعتماد كنيم.

مفهوم ايمان در مسيحيت ساختار و قالبي چند وجهي دارد كه جنبه هاي مختلف و بعضاً متفاوتي را در بر مي گيرد. اين مسئله غير قابل كتمان است كه مفهوم ايمان و اعتقاد در زبان روزمره و محاوره به سادگي قابل تفسير اشتباه است. واژه ي ايمان واژه اي چند وجهي است كه معناي آن كم و بيش مبهم و وابسته به نوع تفسير آن است. به اين دليل كه آيات مقدس به مقتضاي دوران ها، فرهنگ ها و زمان هاي مختلف متفاوت تفسير مي شوند. از اين نكته مي توان اين نتيجه را گرفت كه آيين هاي مذهبي يك تكرار صرف از يك فرمول از پيش تعيين شده ي مذهبي نيستند. شاخه ي الهيات مسيحيت در پي ارائه ي تفسيري متافيزيكي از ايمان نيست، بلكه در تلاش است "ايمان" را در ساختار زندگي انسان ها و ارتباط آن با سه مفهوم "پدر’، ‘پسر’ و ‘روح القدس’ و همچنین در ساختار و کارکرد کلیسا تفسیر کند. در نتیجه تفسیر ایمان در مسیحیت بسیار با مفاهیم مردم شناسانه در ارتباط است.

‘ایمان’ از سه جنبه قابل بررسی است: جنبه ی روشنفکرانه که ایمان را به عنوان نوعی مشخص از "شناخت" بررسی می کند. جنبه ی بعدی جنبه ی اخلاقی است که ایمان را به عنوان چیزی که "بنا است شناخته شود" بررسی می کند، و در نهایت جنبه ی احساسی که ایمان را به عنوان "انگیزه ی انسان" مورد بررسی قرار می دهد. در نهایت مسیحیت ارتباط این سه وجه را هم به عنوان وجه دیگری مورد بررسی قرار می دهد. اما اینکه آیا این سه جنبه مراتب ایمان هستند و یا وجوه ساختاری ایمان، نیازمند تحقیق و بررسی دیگری است.

تفاوت در تفسیر ایمان نکته ی مهمی است که پروتستان و کاتولیک  را از هم جدا می کند. پروتستان ایمان را به عنوان رهایی نگاه می کند که از عبارت لاتین‘Sola Fida’ یا ‘تنها از طریق ایمان’ قابل برداشت است و به عنوان وجه تمایز عمل فرد با خدا یا تفاوت میان کنش خدا از قبیل ‘آفرینش’ و ‘رستاخیز’ با کنش انسان در نظر گرفته می شود. کنش انسان در برگیرنده ی عملکردهای مذهبی است و قادر به دستیابی به رحمت خدا نیست مگر از طریق ‘Sola Gratia’ یا ‘تنها از طریق فیض و‌رحمت خدا’. مارتین لوتر می گوید: “ایمان داشته باش، پس آن چه را - که باید- داری.”

در نتیجه می توان این را گفت که در پروتستان جنبه ی بنیادین ایمان، اعتماد و اعتقاد مطلق به خداست. این جنبه پیش زمینه ی ظهور تمام جنبه های تفسیری دیگر در ایمان است. بنابراین ایمان در پروتستان در معنی اعتماد داشتن و خاطر جمع شدن از چیزی است، و نه در معنی اطاعت و سلطه پذیری مطلق.

 

سخنرانی پروفسوردکتر اوامیر انجم از دانشگاه تولدوآمریکا در باب مفهوم ایمان در اسلام 

دکتر انجم صحبت‏های خود را با ذکر نمونه‏هایی از قرآن و حدیث آغاز نمودند:

·       «ای رسول! اعراب که بر تو گفتند ما ایمان آوردیم به آنها بگو که شما ایمانتان به قلب وارد نشده، به حقیقت هنوز ایمان نیاورده‏اید، لیکن بگویید ما اسلام آورده‏ایم و اگر خدا و رسول وی را اطاعت کنید او از اجر اعمال شما نخواهد کاست و از گناه گذشته می‏گذرد که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است».

·       «منحصراً مؤمنان آن کسانند كه به خدا و رسول او ایمان آورده اند و هیچ گاه شک و ریبی به دل راه نداده اند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کرده اند. اینان به حقیقت راستگو هستند».

در ادامه دکتر انجم برای توضیح مفهوم ایمان به ذکر حدیث جبرئیل پرداخت: "جبرئیل پرسید که ای محمد اسلام چیست؟ گفت اسلام آن است که بندگی خدا کنی و برای او شریک نیاوری و نماز ادا کنی و زکات دهی و حج روی و روزه بگیری، پس جبرئیل پرسید ایمان چیست؟ گفت: ایمان به خدا و ملائکه اش و کتاب و پیامبرانش و ایمان بیاورید به قَدَر. پس جبرئیل پرسید اِحسان چیست؟ گفت بندگی خدا کنید انگار او را می‏بینید پس اگر نمی بینی او را، پس حتماً او تو را می‏بیند". از این آیات و احادیث این نکته برمی‏آید که قرآن میان ایمان درونی و عملکرد بیرونی تفاوت قائل می‏شود. یکی از بزرگترین علمای اسلام که در باب ایمان نوشته است ابوحنیفه است. ابوحنیفه اعتقاد دارد که ایمان همان تصدیق قلبی خدای واحد و رسولش است و از دید وی عمل مطلبی ديگر است، خارج از "حقیقت ایمان". ابوحنیفه می‏گوید:"ایمان اقرار زبانی و تصدیق قلبی است و اقرار به تنهایی ایمان نیست". در دیدگاه ابوحنیفه عمل فرد به تکمیل ایمان او کمک می‏کند اما ایمان او را زیاد و یا کم نمی کند. بر مبنای این نظر ایمان قابل اندازه‏گیری و سنجش نیست. ابوحنیفه ایمان را شرط و پیش نیاز مذهب می‏داند و معتقد است که بر خلاف دانش هر کس که یک بار ایمان را به دست آورد، هرگز آن را از دست نمی‏دهد. در مقابل این نظریه، نظر اهل سنت قرار می‏گیرد که برای ایمان مراتب قائل می‏شوند و معتقدند ایمان زیاد و یا کم می‏شود به عبارت ديگر با عبادت افزایش و با گناه کاهش می‏یابد. در دیدگاه اهل سنت عمل فرد ایمان او را دستخوش تغییر، افزایش و یا کاستی می‏کند. در نتیجه هرگز از ایمان مطلق صحبت به میان نمی آید، بدان روی که عمل فرد بعضاً در تناقض با درونیات او قرار می‏گیرد و صد البته تفاوت بسیاری میان عملکرد افراد مؤمن با یکدیگر وجود دارد. از قیاس این دو برمی آید که تعریفی که ابوحنیفه از ایمان ارائه می‏کند بسیار فراگیر است و شامل هر کس که به خدا و پیامبر او اعتقاد دارد می‏شود. در ادامه ابوحنیفه معتقد است که آن کس که خود را مسلمان می‏داند با تمامی مسلمانان دیگر برابر است. در کنار این مطلب وی برای توضیح آنچه که از آن به عنوان تفاوت میان سطوح مختلف تعهد به ایمان نام می‏برد مثالی می‏آورد:

"دو شناگر - هر دو با قابلیت و مهارت‏های متفاوت- در آنچه که با هم برابرند توانایی و مهارت شنای آنهاست”.

این میان مؤمنین و مسلمین صادق است؛ ایمان بین آنها برابر است و این در تضاد با دیدگاه اهل سنت قرار می‏گیرد که ایمان را مجموعه ای از اعمال انگیزه‏ها و باور درونی می‏دانند در حالی که ابوحنیفه عمل را داخل کلمه ایمان نمی بیند.

 بحث پیرامون مفهوم ایمان در سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام در روز 27 سپتامبر 2017 به پایان رسید آنچه که در ادامه می‏آید مختصری از تبادل نظر میان سخنرانان در صبح روز 28 سپتامبر 2017 است.

از آنچه که گذشت این نکته قابل برداشت است که از تفاوت‏های اصلی میان یهودیت با ادیان توحیدی دیگر آن است که یهودیت کمتر دینی فردگرا و عام است. به بیان واضح‏تر آنچه که در این دین بر آن تأکید مدام می‏شود ارتباط میان مردم اسرائیل با خداست و کمتر بر ارتباط فردی میان انسان و خدا تمرکز دارد. این در حالی است که با وجود آنکه در سنت کاتولیک، کلیسا به عنوان یک کل مهمتر از فردیت است، تأکید مسیحیت باز هم بر رهایی و رستگاری هر فرد انسان است. در حالی که در سنت یهودیت این رهایی بیش از هر چیز متوجه جامعة یهودیت یا به عبارت دیگر مجموعه ای از افراد یهودی است، در نتیجه می‏توان گفت که یهودیت دینی عام و فراگیر نیست - عام و فراگیر بدین معنی که فرد و جامعه را با هم در مرکز توجه قرار دهد و از این طریق به جامعیت دست یابد-. به طور کل در یهودیت ایمان به عنوان جوابی بر یک تجربه جمعی از خدا شناخته می‏شود. از آنجایی که هیچ مفهوم واحدی از ایمان وجود ندارد و با در نظر گرفتن آنکه طیف وسیعی از مفاهیم ارائه شده برای تعریف ایمان در سنت یهودیت وجود دارد ارائة مفهومی واحد، ثابت و مطلق برای ایمان تقریباً غیرممکن جلوه می‏کند.

از دیدگاه مسیحیت عباراتی از قبیل ایمان داشتن گمراه کننده جلوه می‏کند به این دلیل که ایمان مفهوم و موجودیتی بی انتها نیست بلکه به تعریفی باید گفت در معنای با چیزی زندگی کردن است. از طرف دیگر خود ایمان کلمه ای است گمراه کننده زیرا فهمایش آن نیازمند آگاهی تاریخی است که این مفهوم متغیر را در بستر زمان تفسیر و بررسی کند. در نتیجه ایمان مفهومی پویاست و به اقتضای زمان متفاوت هم تفسیر می‏شود. این پدیدة پویا از هر دانش مطلقی پراهمیت تر است. از طرف ديگر ارائه ي تصوری مطلقاً و کاملاً فلسفی از ایمان امکان پذیر نیست بلکه این رحمت و لطف خداست که شامل حال انسان می‏شود و پیش شرط اساسی و اصلی تبدیل تصور فلسفی انسان از مفهوم ایمان به ایمان حقیقی است.

 

 

روز دوم ٢٨ سپتامبر بررسی مفهوم ‘حق’ یا ‘حقیقت’ در سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام

 

سخنراني دكتر پروفسور شراينر در باب مفهوم حق و خقيقت در يهوديت

در كتب مقدس عبري ‘حقیقت’ یا ‘emeth‘بارها در زمینه های متفاوتی ذکر شده است. به این واژه در ارتباط با مفاهیمی مختلفی از قبیل emmuna’‘tuma’ و hesed اشاره شده است. این پراکندگی و گستردگی در حوزه ی معانی در ترجمه و تفسیر این واژه ایراداتی را وارد کرده است. به طور مثال در ترجمه ی هفتادگانی (نسخه ای از نسخ تورات) واژگان ‘آشکار شده’ و ‘عدالت’ به عنوان ترجمه ی واژه ی‚emeth‘ استفاده شده اند. اين در حاليست كه واژه emeth بيش از هرچيز به قابليت اطمينان و اعتماد به چيزي اشاره دارد و بسيار از دو نمونه ي ذكر شده فاصله دارد. استيون اشوارتز شيلد معتقد است كه emeth مفهومي است در ارتباط با حقيقت و بيش از هرچيز اصطلاحي است اخلاقي، چون مقدم بر هر نكته ي ديگري "به آنچه كه بايد انجام شود" اشاره دارد. در نتيجه كمتر مي توان به آن به عنوان واقعيتي نظري نگاه و آن را تفسير كرد. تفسير هاي يوناني- فلسفي از اين اصطلاح بعدها به سنت يهودي اضافه شد.

در اخلاقيات يهوديت رباني "حق" بيش از هرچيز به معناي پيروي و تقليد از خدا تعريف شده است. يحي ابن عاشر-يكي از مفسرين تورات- معتقد است كه ايمان خود دربر گيرنده ي اين واقعيت است كه بايد به حقيقت عشق ورزيد، آن را بر هرچيز مقدم شمرد و حتي با آن سخن گفت.

خود واژه ي "حقيقت" در شموت به عنوان هفتمين صفت از صفات سيزده گانه ي خدا ذكر شده است. اين واژه حتي در برخی موارد به جاي اسم خدا هم آمده است. اين نكته را مي توان با آنچه كه در اسلام "الحق" به عنوان يكي از اسماي ٩٩ گانه ي خدا نام برده شده است، قياس كرد. از سوي ديگر بعضی مواقع از خود تورات هم به عنوان حق نام برده شده است. از اين نكته مي توان اين مطلب را برداشت كرد كه اصطلاح "پياده كردن حق" الزاما به خود معني حقيقت اشاره ندارد، بلكه در آن تورات به عنوان حقيقت در نظر گرفته شده است و انجام دستورات آن پيروي از حقيقت و پياده كردن حق تعريف مي شود.

همانگونه كه مارتين بوبر معتقد است، حقيقت نمي تواند به عنوان "حقيقت" اثبات و نشان داده شود، بلكه صرفا ارزيابي و سنجيده مي شود. در نتيجه "حقيقت مذهبي" توصيف واقعيت هايي نيست كه از طريق استدلال قابل اثبات باشند، بلكه بيش از هرچيز ارزش آن در معنا دادن به زندگي انسان سنجيده مي شود.

 

سخنرانی دکتر شرتل-ترندل پیرامون مفهوم حقیقت و حق در مسیحیت

دکتر پرفسور توماس شرتل ترندل از دانشگاه ریگنسبورگ پیرامون مفهوم حقیقت در مسیحیت سخنرانی کردند که این سخنرانی بیش از هر چیز به جنبه‏های فلسفی مفهوم حقیقت اشاره داشت.

 اعتقاد و باور به حق یا حقیقت در مسیحیت نقش ویژه ای دارد و شامل جنبه‏های اخلاقی و معنوی می‏شود. عمدتاً اینگونه به نظر می‏رسد که حق یا حقیقت یکی از خصایص و ویژگی‏های قضاوت و داوری است. این نگاه عمومی به مفهوم حق منطقاً در تناقض با دیدگاه ادیان توحیدی قرار می‏گیرد که خدا را به عنوان حقیقت غایی در نظر گرفته و باور دارند. از طرف دیگر اغلب اینگونه بوده است که حقیقت معادلی برای واقعیت در نظر گرفته می‏شود. از لحاظ فلسفی نظریة تشابه واقعیت با حقیقت درک بصری ما را از سؤال "حقیقت چیست؟" اقناع می‏کند. نظریة تطابق و مشابهت حقیقت با واقعیت اما منجر به ایجاد یک مشکل دایره‏وار می‏شود. از یک سو حقیقت یک مطلب به عنوان واقعیت آن تعریف شده و در یک زنجیره با باقی مطالب حقیقی در ارتباط بوده و بدین ترتیب شرایطی ایجاد می‏شود که هر کدام از اینها به عنوان معیار حق به دیگر حقایق مشروط می‏شود. در نتیجة این سؤال به ذهن متبادر می‏شود که آیا منبعی بیرونی برای اثبات تجربی این حقایق وجود دارد؟

همانگونه که گفته شد در مسیحیت خدا به عنوان حقیقت غایی در نظر گرفته می‏شود و گاهاً این حقیقت به عیسی مسیح هم نسبت داده می‏شود. در نتیجه تفسیر حقیقت در آن شکلی که پیشتر رفت نیازمند اصلاحاتی است.

برای تأیید این ادعا که خدا حقیقت غایی است، می‏توان خدای خالق را به عنوان خالق غایی حقیقت در نظر گرفت. این شکل از شناختِ خدا علاوه بر آنکه تمام رفتارها، عملکردها، گفتارها و انسان را متأثر از خود می‏کند، در برگیرندة بُعد اخلاقی نیز هست. چرا که بر مبنای آنچه آگوستین قدیس بدان اعتقاد داشت "وقتی خدا حقیقت غایی است، این حقیقت تبدیل به هدف می‏شود و انسان زندگی خود را بر مبنای آن تنظیم و تدبیر می‏کند". این خود می‏تواند معیاری برای حقیقتِ باورهای مذهبی باشد که تا چه میزان موفق به شکل‏دهی به معنویات و انسان می‏شود.

 

سخنراني پروفسور نادر البيزري در باب مفهوم حقیقت در اسلام

دکتر پرفسور البيزري از دانشگاه آمریکائیان بیروت به بررسی مفهوم "الحق" یا حقیقت در اسلام پرداخت. مفهوم الحق در اسلام می‏تواند از جنبه‏های گوناگونی از قبیل شریعت، عرفان، فلسفه و غیره بررسی شود. در اولین قدم مفهوم الحق با توجه به مستندات قرآنی و مکتوبات و شفاهیات معتبر از قبیل احادیث و روایات بررسی می‏شود. الحق یکی از اسماء حسنی خداوند است. این کلمه همراه با خود واژة اسلام برای تعریف اسلام به عنوان دین برحق آمده است (الدین الحق). نقیض این واژه عموماً واژگانی از قبیل باطل، نفاق و شک است. در عین حال حق در ارتباط تنگاتنگ با مفهوم وحی قرار می‏گیرد. در آیات قرآنی بسیاری به کلمة حق اشاره شده است، به طور مثال آنجا که خدا می‏گوید پیامبرش را با حق و راستی به سوی خلق فرستاد که هم بشارت باشد و هم هشداردهنده و آنان که به او ایمان آوردند را از آنانی که قرآن آنها را به نام کاذبون، منکرون، منافقون و مشککون یاد می‏کند جدا سازد.

خدا در جای جای قرآن این نکته را ذکر کرده است که مردم را از طریق آیات خود به حق هدایت می‏کند. او خود را بارها به عنوان آفرینندة آسمان و زمین نام برده است که آفرینشش از حکمت و غرضی محقق و بحق صورت گرفته است، اما این حق تنها بر کسانی آشکار می‏شود که قرآن آنها را متعقلون، متفکرون و متدبرون نام می‏برد. آنها که در حال ایستاده، نشسته و خفته خدا را یاد می‏کنند و در خلقت آسمان و زمین می‏اندیشند گویند که پروردگارا تو این دستگاه عظمت را بیهوده نیافریدی.

همانگونه که پیشتر رفت مفهوم حق با مفهوم وحی در ارتباط است و از این طریق به خود ایدة خدا مرتبط می‏شود این یعنی آنکه حق آن چیزی است که از خدا وحی می‏شود مثل قرآن که زیبایی کلام آن خود از شواهد آشکار حقیقت آن است و چون آنچه که از خدا وحی می‏شود حق است پس خود خدا الحق است. بدین ترتیب الحق از اسماء حسنی خدا می‏شود و همچنین از جمله صفات او. علاوه بر نمونه‏های قرآنی ذکرشده احادیثی پیرامون مفهوم الحق وجود دارد، ازجملة آنها حدیثی از مالک موطا است که می‏گوید:

 "داوری وجود ندارد مگر آنکه درست داوری کند اما در سمت راست همة ما فرشته ای است و در سمت چپ ما فرشته ای دیگر که ما را به حق هدایت می‏کند تا زمانی که از پذیرش آن خودداری کنیم با ما همراهند و آنان که ایمان بیاورند را ترک می‏کنند".

 پس اینگونه رفت که حق از اسماء خدای عزوجل است از صفات اوست، همان چیزی است که او آشکارش می‏کند و البته که آن را تنها بر متفکرین و متعقلون آشکار می‏کند و هرچه که از خدا برسد حق است.

مفهوم حق در عرفان اسلامی کمتر با کتاب و بیشتر با تجربیات عرفانی پیوند خورده است. در شرع اسلام نقیض این واژه کلمة باطل است و با مفاهیم حلال و حرام مرتبط که بررسی آن جایگاه دیگری را می‏طلبد.

از فلاسفة ي مسلمان که به بررسی مفهوم حق پرداخته اند می‏توان از ابن سینا نام برد. برای او نکتة کلیدی بررسی این مفهوم، مفهوم "وجود" است. در فلسفة او معنی حق در کنار ارائة معنی وجود آمده است. در حقیقت او وجود را به معنای حق در نظر گرفته که امتناع از آن امکان ندارد. از این نکته به مفهوم واجب الوجود می‏رسد که نبود وجود او محال است چرا که نبود وجود او ذاتی نبودن "وجود" او را می‏رساند، حال آنکه وجود ذاتی اوست. ابن سینا به این نکته اذعان می‏دارد که حق چیزی است که وجودش از خود او و ذاتی او باشد.

فلاسفة بسیاری از قبیل غزالی، سهروردی و... به بررسی مفهوم حق پرداختند، اما آنچه که در اینجا لازم به ذکر است این نکته است که فلسفة اسلامی معاصر تا حدودی دچار رکود شده است. دلیل آن می‏تواند از این اعتقاد بر آید که کلمه به کلمة قرآن حقیقت است و در نتیجه تفسیری معاصر از آن نمی توان ارائه کرد. کماکان و در این دوران مکاتب فکری‏ای وجود دارند که قرآن را هنوز شبيه به دوران پيش از کیهان‏شناسی بطلمیوسی تفسیر می‏کنند که مطمئناً در این دوران بیهوده است.

در نتیجة سخن آنکه پذیرش مبنای تفسیری هرمونوتیک مدرن برای آموزه‏های اسلامی در زمینة بسط تفاسیر و نظریه‏های جدید کمک شایانی می‏کند. این نکته را نباید از خاطر برد که تحول و توسعة دانش در جهان اسلام همزمان با توسعه و رشد فلسفه و کلام در آن اتفاق افتاده است.

 

مباحثه ی عمومی با موضوع: «آیا ایمان می تواند به عنوان عامل منفی در جامعه در نظر گرفته شود؟».

در روز 28 سپتامبر ساعت 8 جلسة عمومی مباحثه ای با حضور جمعی از علاقه‏مندان به مباحث دینی برگزار شد. در این جلسه به سرپرستی پرفسور تامر از دانشگاه فاولنگ نورنبرگ این سؤال طرح شد که آیا ایمان به عنوان یک حقیقت می‏تواند عامل انفجار در جامعه باشد؟ به بیان واضح‏تر با در نظر گرفتن آنکه ایمان مفهومی است فراگیر که معانی متفاوتی را در برگرفته و عموماً دیدگاه‏های دیگر را تاب نمی آورد می‏تواند تأثیری منفی بر همزیستی صلح‏آمیز در جامعه داشته باشد؟ این سؤال از چهار دیدگاه مورد بررسی قرار گرفت. دیدگاه یهودیت، مسیحیت، اسلام و در نهایت فلسفه.

 دکتر پرفسور اشراينر به این سؤال از منظر یهودیت پرداخت. کلید بررسی این سؤال از منظر یهودیت سه نکته است: ایمان، حقیقت و سهم‏های متفاوت از حقیقت. همانگونه که پیشتر و در مبحث ایمان در یهودیت رفت ایمان پاسخی انسانی بر یک تجربة الهی و متعالی است یا به بیانی پاسخ انسان بر تجربة برخورد و ملاقات او با خدا که این برخورد از سه طریق صورت می‏گیرد: 1) بی واسطه و مستقیم 2) غیرمستقیم و از طریق آنچه که انتقال داده شده مثل کتب مذهبی و 3) از طریق نسل به نسل و به بیانی تربیت. مفهوم حقیقت در یهودیت با واقعیت خدا مرتبط است. حقیقت هفتمین خصیصه از خصایص 13گانة خدا است و البته از جمله صفات او، که در برابر آن نه می‏توان چیزی منفی اظهار کرد و نه مثبت. در حقیقت در الهیات یهودی در باب خدا صرفاً و صرفاً می‏توان سه نکتة مثبت را اظهار کرد و لاغیر. این بدین معنی است که هیچ نکتة منفی و یا هیچ نکتة مثبتی غیر از این سه نکته وجود ندارد، اینکه خدا هست، اینکه خدا زنده است، زنده بودن در معنای حضور، و سوم آنکه خدا فرای زمان است، ازلی و ابدی است، هرچه که غیر از این باقی می‏ماند اظهاری منفی بر خصایص خداست چون جدای از این سه نکتة مثبت صرفاً می‏توان گفت که خدا چه چیزی نیست. در مورد مسئلة سهم داشتن در حقیقت باید این نکته را در نظر گرفت که یهودیت هیچ ادعای مطلقی بر یک حقیقت تام ندارد و معتقد است که هر دینی صرفاً می‏تواند مدعی دست یافتن به بخشی از حقیقت باشد. از این منظر دیگر نمی توان از غیر مؤمنین سخن گفت بلکه از مؤمنان به چیز دیگر سخن به ميان مي آيد. با نگاه به کتب مذهبی یهودی این نکته عیان می‏شود که در این متون مقدس اصولاً خدا با صفت ملکی همراه است و اصولاً از خدای من، خدای ما و خدای شما صحبت می‏شود. از طرف دیگر در تلموت هم به این نکته اشاره شده است که تمام افراد بشر سهمی در آیندة این جهان دارند.

دکتر کاتیا تورنر از دانشگاه ارلانگن- نورنبرگ به بررسی این سؤال از دیدگاه مسیحیت پرداخت. پاسخ به این سؤال در مسيحيت منوط به آن است که چه تعریفی از ایمان و حقیقت وابستة به ایمان ارائه شود و همچنین آنکه چه فرمی از یک جامعه در نظر گرفته شود. در سنت مسیحیت میان ایمان در معنای اعتماد و آنچه که بدان مؤمن می‏شویم تمایز وجود دارد. مبنا و سرچشمة ایمان در معنی اعتماد در این سنت به حضرت ابراهیم(ع) برمی‏گردد که اعتمادش به خدا تا بدان حد بود که هر امر و دستور الهی را اجرا می‏کرد تا بدانجا که حاضر به قربانی کردن پسر خود شد. این شکل از اعتماد و ایمان به خدا از نشانه‏های مشترک بین پیامبران و البته مؤمنان راستین است. به طور کلی ایمان در سنت مسیحیت آمادگی دنبال کردن فرمان و کلام خداست. در ادبیات مدرن مذهبی از ایمان تعبیر به "آگاهی انسان از رابطه اش با خدا" می‏شود. اما در باب مفهوم حقیقت باید این نکته را ذکر کرد که تعریف این مفهوم عمدتاً وابستة به زمینه ای که از آن بحث می‏شود و فردی که از آن سخن می‏گوید، است. در نتیجه ارائة تعریفی کلی و تام از حقیقت عمدتاً غیرممکن جلوه می‏کند و همین نکته بستر برقراری دیالوگ بین ادیان را فراهم می‏کند.

از سوي ديگر در بررسی مفهوم ایمان به عنوان عامل مثبت یا منفی در جوامع، فرم جامعه اهمیت بسیاری دارد، اینکه آیا از جامعه‏ای صرفاً مسیحی یا مسلمان حرف می‏زنیم، اینکه از جامعه‏ای با دیدگاه‏های مختلف و یا حتی از جامعه‏ای لائیک حرف می‏زنیم، در بررسی این موضوع تفاوت ایجاد می‏کند. لازم به ذکر است که جوامع همگن که به چیزی مشترک ایمان دارند از طریق این مفهوم مشترک پشتیبانی و تقویت می‏شوند. اما از طرف دیگر در جوامع کثرت‏گرا نیاز به گفتمان در باب حقیقت بدون ادعا بر حقیقت تام همواره به چشم می‏آید. در حقیقت، عدم ادعا بر تصاحب یک حقیقت تام، مطلق و غیرقابل انتقاد بستری را فراهم می‏کند تا در جوامع مختلف به ایمان و حقیقت از منظری انتقادی پرداخته شود. این انتقاد صرفاً دیدگاه دیگران را در برنمی‏گیرد که دیدگاه خود ما را هم. 

دکتر پرفسور تارک باداويا از دانشگاه ارلانگن- نورنبرگ به سؤال مطرح شدة جلسه از منظر اسلام پرداخت. از ديد وي اولین سؤالی که با طرح این موضوع پیش می‏آید این است که آیا کسی پیش از این دوران تحقیق و بررسی پیرامون این نگاه به ایمان داشته است. در قرن یازده میلادی عبدالحسن عامري به مسئلة گوناگونی الهیات یا الهیات قیاسی پرداخته است و سعی نموده که 6 دین جهانی را از منظری از اسلام نگاه کند. سؤال اساسی وی آن بود که چه چیزی در اسلام ویژه و متمایز است، کما اینکه این سؤال کماکان هم به روز است. عامري برای جواب این سؤال از دو منظر الهیات و فلسفه به آن نگاه کرده است. او معتقد است که دو حقیقت وجود دارد، حقیقت اول آن است که خدا وجود دارد و او خالق مطلق است و از هیچ می‏آفریند. حقیقت دوم اشاره به این دارد که انسان میان تولد و مرگ محدود است و از خداست و بدو باز می‏گردد. مجموع این دو حقیقت به این نکته می‏رسد که اسلام بسیار با مفاهیم انسان شناسانه و مردم‏شناسانه سروکار دارد. برخلاف عهد عتیق و عهد جدید قرآن کمتر با جزئیات که بیشتر با این نکته سروکار دارد که انسان در فاصلة زمانی محدود، چه باید بکند که بعد در محضر خدا پاسخگوی عمل خود باشد. این نکته مهم است که میان حقایق ذکر شده و ادعای بر حقیقت تمایز وجود دارد. هر انساني این نکته را تأیید می‏کند که بشر متولد می‏شود زندگی می‏کند و می‏میرد اما عامری معتقد است که دقیقاً آنجایی که انسان بر این دنیا و بر تصاحب حقیقت مدعی شد مرتکب خطا شده است.

قرآن حقیقت را در رابطه با دانستن و اعتماد کردن قرار می‏دهد. به این معنی که هرچه بیشتر از خدا بدانیم بیشتر هم به او اعتماد می‏کنیم و این مفهوم مرکزی ایمان است. آنچه که قرآن اساساً از انسان می‏خواهد آن است که در صورت فهمیدن حقیقت در خدمت آن درآید و بدان عمل کند، نه آنکه مدعی تصاحب آن شود. این دقیقاً مشکل بزرگی است که بسیاری از مؤمنان دچار آن هستند. یکی از حقایقی که در قرآن آمده است آیه "لااکراه فی الدین" است؛ یعنی هیچ فردی در هیچ جایگاه مذهبی اجازة اجبار افراد به ایمان آوردن به چیزی را ندارد. از طرف دیگر در قرآن بارها واژة ایمان همراه عمل صالح آمده است، یعنی قرآن، ایمان را بدون عمل، ایمان تلقی نمی‏کند و اثبات ایمان را صرفاً از راه عمل می‏داند. یا ایها الذین آمنوا و عملوا الصالحات. اما متأسفانه آنچه که امروزه اتفاق می‏افتد این است که خواندن قرآن و تفسیر آن دچار سیاست‎‏زدگی شده است.

در ادامه پروفسور كولن-كمپف به بررسي اين موضوع از نگاه فلسفه پرداخت. از ديدگاه فلسفه در نگاه اول تفاوتي ميان "اعتقادات مذهبي" و "باورهاي روزمره" در زندگي عادي انسان وجود ندارد. با اين حال به نظر مي رسد ميان "اعتقاد به " و "باور به" تفاوتي وجود دارد. بنابراين بايد كه ميان ديدگاهي كه از بيرون به اين تفاوت ها نگاه مي كند و ديدگاه يك فرد مذهبي كه ايمان را در معناي اعتماد و اعتقاد شناخته است تفاوت قائل شد. از ديدگاه خارج از حوزه ي مذهبي محتواي ايمان به عنوان باور به يك حقيقت متعالي شناخته مي شود كه بعضاً در مخالفت با ايمان ها ي ديگر قرار گرفته و البته كه از لحاظ تجربي قابل اثبات نيست. از منظر يك فرد مومن ايمان تا زماني كه در بستر اجتماعي قابل پذيرش باشد- باور به يك حقيقت بديهي و محرز است. بنابراين ايمان وجهي از هويت يك گروه مي شود كه البته به خودي خود عامل نفاق و درگيري نيست. اما برخی مواقع همين تفاوت ميان ايمان به عنوان وجهي از هويت در گروه هاي مختلف، عامل نزاع و درگيري مي شود. البته با اين حال كه بسياري از ايدئولوژي هاي مخرب قرن بيستم به نوعي با ايمان و به نام دين عمل كرده اند، اما هرگز نمي توان از رابطه ي علي ميان اين دو مقوله سخن به ميان آورد.

در نتيجه بايد در تفسير آيات مقدس، بالاخص آن ها كه مفاهيمي از خشونت را در بر مي گيرند، شرط احتياط را به جا آورد و از ترجمه ي كلمه به كلمه خودداري كرد. در حقيقت اصول اوليه ي اديان به سادگي قابل اشتباه فهميدن هستند، اين دقيقا مثل آن است كه فردي بيمار و در عين حال ناآگاه  به داروخانه رجوع كند و بدون دانست نحوه ي مصرف دارو، اقدام به تهيه ي آن نمايد.

تهیه و تنظیم : ساره دارسرایی

 

**جهت مطالعه کامل مطلب، فایل PDF این مقاله در انتها برای علاقمندان در دسترس قرار داده شده است.

Prof. Dr. Stefan Schreiner


Prof. Dr. Tarek Badawia


Prof. em Dr. Jens Kulenkampff


Dr. Katja Thörner




دانلود فايل : پروژه_مفاهیم_کلیدی_در_گفتگوی_بین.pdf ( 1049KB )


١٧:٥٠ - 1396/10/28    /    شماره : ٦٩٦٥٤٢    /    تعداد نمایش : ٧٩٧


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
Call for Papers Zweite Internationale Konferenz zu Schiastudien

Der Islam & Deutschland

اطلاعیه مراسم مرثیه حسینی

biblio

Instagram (Iran_Kultur)

Reise in den Iran

Islamic Scolar schools

اسلام‌شناسی و الهیات اسلامی در آلمان

Iran-wissen

Iran & Kultur/website

مرکز فردوسی

studie

شرق شناسی

MenaLib

فصلنامه اشپکتروم ایران

Iran Today

دستورِ زبانِ پارسی

Islamic Republic News Agency

iranyad.ir

farsi

Botschaft

samantarjomah

فارسي بياموزم

اوقات شرعی

sazman

صفحه اصلی|سفر به ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت