شنبه ٣٠ تير ١٣٩٧ فارسي|Deutsch
صفحه اصلی|سفر به ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title


  چاپ        ارسال به دوست

نشست یک روزه "گفتگوی خدا باوران و ناباوران به دین"

 

 

 

 

 

خانم زیگرون: بسیار خوشحال هستم که امروز در این همایش که توسط رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در برلین آقای سیدعلی موجانی و کلیسای آفریقایی ترتیب داده شده شرکت کرده اید. من سابقه تدریس در زمینه های زبان آلمانی، تاریخ، سیاست و اخلاق در برلین را دارم و در این کنفرانس مباحثی که بین ادیان مختلف مشترک است مورد بحث قرار داده می شود این کنفرانس اولین همایش در این زمینه است و در آن ایده هایی برای همایش های بعدی توسعه داده خواهد شد. همچنین در این همایش، میخواهیم به این نتیجه برسیم که چطور میتوان افراد متدین و غیر متدین را در راستای زندگی ارزشی هدایت کرد. در جامعه ای مثل جامعه ما عوامل غیر مذهبی و دنیوی در حال افزایش است به احتمال زیاد، ادیان در آینده نقش کوچکی را خواهند یافت و لذا می خواهیم بررسی کنیم که چگونه می توان برنامه ریزی کرد که زندگی بهتری داشت و چگونه دین می تواند نقش مهمی را در زندگی آینده ما ایفا کند. سوال این است که چطور میتوان به این مقصود دست یافت؟ برای رسیدن به این هدف باید اول برای خودمان مشخص شود که ما چه کسی هستیم و ارزشهای که بایستی به آنها پایبند باشیم چه چیزهایی هستند. آینده را چگونه ببینیم و چه تصوراتی و آرزوهایی انسان های دیندار در آینده خواهند داشت؟ امید ما آن است که بتوانیم جلسات بعدی را در آینده بر همین اساس پایه ریزی کنیم و وقتی در آینده در کنفرانس های بعدی دو نفر از ما کنار هم نشستیم دقیقا بدانیم که ما دو نفر با عقاید دینی خاص هستیم. ابتدا قبل از شروع برنامه از شما خواهش میکنم که خود را معرفی کنید.

معرفی شرکت کنندگان:

  • من ۷۷ سال سن دارم و حدود ۱۵ سال مسئول پروژه تقابل کلیسا با فلسفه مارکسیسم و جامعه گرایی هستم و در آفریقای جنوبی کلیسایی را بنیانگذاری کردم.
  • من مدرس مذهب اوانگلیش هستم و همچنین در زمینه های مرتبط با حقوق بشر کار می کنم.
  • من تحصیل کرده رشته مدیریت کار و خدمات هستم و همچنین روزنامه نگاری هم میکنم و مقالاتی در زمینه اسلام هم مینویسم.
  •  من فعال اجتماعی در زمینه خانواده و کودکان هستم و این فعالیت را به شکل بین المللی انجام می دهم.
  • من ایرانی هستم و از سال ۲۰۱۳ در آلمان هستم و روی مسائل مربوط به ارتباط بین دین و سیاست مطالعه می کنم.
  •  من افغان و ژورنالیست بخش فارسی رسانه دویچه وله هستم.
  • من اهل رومانی هستم و به عنوان بورسیه تحقیقاتی بنیاد الکساندر فون هومبولت در دانشگاه برلین مشغول به تحقیق هستم.

و..

خانم زیگرون: آقای رایزن اشاره کردند که این نشست برای ایشان جهت شناخت تعاملات درون دینی جوامع موجود در آلمان مهم است، تا بتوانند با شناخت از مباحث جامعه ای که میزبان فعالیت فرهنگی ایشان است، گام هایی استوار را بردارند. من فکر می کنم این نشست نه تنها برای ایران بلکه برای ما هم به عنوان یک انسان که در این جامعه زندگی میکنیم و تلاش برای زندگی بهتر میکنیم ، نیز مهم است. با این بیان ما وارد سخنرانی اول خواهیم شد:

آقای کشیش پرفسور دکه: سخن مت در مورد مسائلی است که در کتاب مقدس مورد انتقاد قرار میگیرد. کتاب مقدس ما مسیحیان، دیگر ادیان را رد نمی کند و تنها بت پرستی را نهی می کند و جوامع را به همبستگی ادیان برای رسیدن به عدالت تشویق و ابراز می دارد که تنها مخالف کتاب مقدس رواج بت پرستی است و هیچ گونه مخالفتی با دیگر ادیان ندارد. در جهان امروز آمریکا و اروپا سعی میکنند از اسلام به عنوان دشمن یاد و تبلیغ کنند بطور مثال، رئیسجمهور اسبق مجارستان با تاثیر از مسیحیت غربی و با ترس از اسلامی شدن اروپا، از پذیرفتن پناهندگان از کشورهای اسلامی سرباز می زد و همچنین می توان رئیس جمهور فعلی آمریکا، آقای ترامپ را به عنوان دشمن سرسخت اسلام و ایران معرفی کرد. این مسئله خود بیانگر نوعی عدم همبستگی ادیان است و باید کمک کنیم که این ترس از برخی از ادیان مثل اسلام، از بین برود و یا کاهش یابد. در کتاب مقدس این گونه آمده است که: «خدا در دادگاه آسمانی ایستاده است تا قضاوت را به پای میز محاکمه بکشاند. تا کی با بی انصافی داوری خواهید کرد و تا کی افراد شرور را طرفداری خواهید نمود. فقیران و یتیمان را دادرسی کنید مظلومان و مسکینان را انصاف دهید و آنها را بخوانید و از دست افراد شرور خلاصی دهید. نمی دانند و نمی فهمند و در تاریکی راه می روند و تمامی اساس زمین متزلزل می باشد. من گفتم که همه شما فرزندان حضرت اعلی  هستید لیکن مثل آدمیان خواهید مرد و همچون سایر رهبران خواهید افتاد». سوالی که اینجا مطرح میشود این است که چگونه میتوان با یتیمان و فقیران برخورد کرد و به آنها کمک رساند. اما در اینجا مطلبی در باب دین مطرح نشده و دین انسانی نباید در کمک به فقیران و نیازمندان تاثیری داشته باشد. انسان هایی وجود دارند که با جنایت های خودشان انسان های فقیر را فقیرتر می کنند. در این زمینه کتاب مقدس بیان می دارد:«اما چون پسر انسان در جلال خود آید آنگاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست و جمعیت در حضور او جمع می شوند و او آنها را از یکدیگر جدا می کند همانگونه که شبان میش ها را از بزها جدا می کند. میش ها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد. آنگاه به اصحاب طرف راست بگوید بیایید ای برکت یافتگان و از ملکوتی را که از ابتدای عالم برای شما آماده شده است به میراث برید زیرا چون گرسنه بودم سیرم نمودید و چون تشنه بودم آبم دادید و چون غریب بودم مرا جا دادی و عریان بودم  و شما مرا پوشانیدید و مریض بودم عیادتم کردید و در حبس بودم به دیدنم آمدید. آنگاه عادلان به پاسخ گویند: خداوندا کی گرسنه ات دیدیم  تا طعامت دهیم و کی تشنه تا سیرابت کنیم یا کی تو را غریب یافتیم تا تو را جا دهیم و کی تو را مریض یا محبوس یافتیم تا عیادتت کنیم. پادشاه در جواب ایشان گوید: هر آینه به شما میگویم آنچه به یکی از برادران کوچک من کردید به من کرده اید. پس اصحاب طرف چپ را گوید: ای ملعونان از من دور شوید و در آتش جاودانی که برای ابلیس و فرشتگان یاد شده است درآیید. زیرا گرسنه بودم مرا خوراک ندادید تشنه بودم مرا آب ندادید غریب بودم مرا جای ندادید عریان بودم مرا نپوشاندید مریض و محبوس بودم عیادتم نمودید. ایشان نیز به پاسخ گویند: خداوندا کی تو را گرسنه و تشنه غریب یا عریان یا مریض یا محبوس یافتیم و تو را خدمت نکردیم در جواب ایشان گوید: هر آینه به شما میگویم آنچه به یکی از این کوچکان نکردید به من کرده اید و ایشان در عذاب جاودانی خواهند رفت اما عادلان در حیات جاودانی». همچنین در بخشی دیگر از کتاب مقدس آمده: «خداوند تنها از انجام امور و وظایف دینی شما سوال خواهد کرد بلکه از آنچه که در مورد فقرا و نیازمندان انجام داده اید نیز خواهد پرسید». داستان گوساله پرستی در مصر که در کتاب مقدس ارائه شده و به عنوان یک نمونه از بت پرستی نکوهش شده است. در این داستان آمده است که گروهی در مورد خداوند  دچار تشکیک شدند و از طلا گوساله ای ساختند و به پرستش آن مشغول شدند و این عمل در کتاب مقدس به عنوان بت پرستی بسیار نکوهش شد. از طرفی استفاده از طلا به عنوان نمونه ای از بت نیر که  مصداق ثروت و ثروت اندوزی است نیز نکوهش شده است. عدالت بر همه چیز ارجح است و از جمع آوری ثروت مهمتر است و خداوند مراقب همه انسانها است و در تقسیم ثروت بین انسان ها عدالت را برقرار می کند. افراد بر روی کره زمین مشابه هم نیستند و از جانب خداوند همیشه به شما برکاتی به صورت های مختلف خواهد رسید. اصولاً سه دیدگاه در زمینه الهیات وجود دارد. یک الهیات مردمی که مجموعه ای از اعتقادات و مذهبی عامه مردم را تشکیل می دهد دوم الهیات کلیسا که برگرفته از اطلاعات و دانش های ارائه شده توسط کلیسا می باشد و الهیات سوم به نام الهیات آزادی یا رهایی شناخته می شود که این نوع الهیات، عالیترین نوع الهیات است و در آن شعار عدالت به عنوان یکی از مهمترین پارامترها بیان می شود و این نوع الهیات در دین اسلام به روشنی دیده میشود. این گفتار ما در بخش دوم، اشاره خاصی به همگرایی مذاهب مختلف و انتقاد از ثروت و ثروت اندوزی دارد و اینکه در ادیان به خوبی مسئله ثروت اندوزی و عواقب اجتماعی و روانی آن نشان داده شده است را شرح می دهد. در ادیان مختلف این مسئله در قالب بیان مسائل و همچنین داستان های تاریخی به روشنی تشریح شده است. فلاسفه بزرگ و همچنین پیامبران الهی همه سعی می کردند بر خلاف تمایل شدید بشر نسبت به ثروت و ثروت اندوزی صحبت کنند. یک فیلسوف بودایی آلمان به نام کارلنز برونتوگ نوشتاری دارد با عنوان "سلطه ثروت تاریخ و سیستم حاکم بر آن". در این نوشتار بیان میکند که پول و ثروت چیز ساده ای نیست بلکه یک ساختار فکری است که بر نحوه محاسبه افراد تاثیر گذار است و باعث ایجاد اختلاف طبقاتی و عدم نابرابری افراد در جوامع می شود. در این قالب، مالکیت های شخصی مطرح شده و نه تنها در برگیرنده نیازهای اصلی اولیه انسان مثل لباس و غذا می باشد بلکه شامل مالکیت های فراتری همچون زمین و صنعت و دیگر چیزها می باشد. در ادامه با برآورده کردن نیازهای انسانی، مالکیت بدون حد در ثروت و بروز ناهنجاریهایی مانند ربا در جامعه می شود که خود دارای آسیبهای اجتماعی زیادی است و مذاهب همیشه با بروز ربا در جامعه مخالفت داشته اند. در صورت بروز ربا در جامعه، مردم در برگرداندن بدهی های خود با فشار و تنش های زیادی مواجه می شوند که خود یک آسیب اجتماعی مهمی است. مسئله دیگری که پیامبران به آن اشاره داشتند مسئله برابری و عدالت بوده است و این مسئله در دوره های قبل از میلاد مسیح هم مورد توجه قرار گرفته است مثلاً در چین، لاوتر به مخالفت در مقابل عدم برابری حقوق زن و مرد پرداخته و کنفوسیوس هم مردم را به نظم اجتماعی دعوت می کند مگر اینکه در رفتار حاکمان بی عدالتی مشاهده شود. نظرات مشابهی هم توسط سقراط و پلاتو در رابطه با عدالت و برابری در جامعه ایراد شده است. نظرات پیامبران و فلاسفه به طور پیوسته در طول تاریخ به شکلی بوده که خداوند را از بحث ثروت پرستی و ثروت اندوزی تفکیک می کنند. در کتاب مقدس بیان شده مردها و زنان برابرند تمام آحاد ملت برابرند برده ها و ارباب ها برابرند ثروتمندان و فقرا برابرند، برده ها بایستی آزاد شوند و بردهداری بایستی ترک شود. پیامبر اسلام محمد(ص) قوانین اجتماعی و حرکت اجتماعی خاصی را در مورد تجارت وضع کرد همچنین ثروت اندوزی بیحد را نکوهش و ربا را ممنوع کرد و مالیاتی برای افراد فقیر از روی ثروت ثروتمندان تحت عنوان زکات ایجاد نمود. در چنین جوامعی اقتصاد مشارکتی در نظر گرفته می شود که این همان چیزی است که ادیان و فلاسفه به طور مشترک بیان می کنند. در قرن هشتم پیش از میلاد مسیح به تمدن انسانی و مشارکت اقتصادی در جامعه نیز توجه شده بود و این همان چیزی است که فلاسفه و ادیان هم به آن اشاره میکنند. البته بایستی به این نکته توجه شود که ادیان مخالفتی با پول جهت برآورده کردن نیازهای اولیه خود و خانواده ندارند زیرا انسان به برآورده سازی یک سری از نیازها مجبور است و بایستی بابت برآورده سازی این نیازها، پول پرداخت کنند. تاریخ نشان می دهد که در قرون وسطی یک نظام سرمایه داری از طریق اتحاد ایتالیا و اسپانیا به وجود آمد که در دنیا توسعه یافت و حتی به آمریکا هم کشیده شد. در ادامه این نظام سرمایه داری، انسان مجبور به ضرب پول شد و انگیزه های سرمایه داری، انسان ها را تبدیل به ماشین های پول سازی کرد  و آنها جهت کسب درآمد و سود بیشتر، حاصل کسب و کار خود را دوباره سرمایهگذاری میکردند و در یک جریان سرمایهداری قرار می گرفتند. سوال مهم این است که آیا انسان در چنین شرایطی میتواند ابراز نماید که نکات کلیدی لازمی که بتواند کل جهان را در معرض دگرگونیهای فرهنگی و دینی قرار بدهد، را یافته است؟ تا زمانی که افراد جامعه در هر تصمیمی توجه شان به منافع خودشان باشد در چنین شرایطی، هیچ توسعه ای از لحاظ مذهب به وقوع نخواهد پیوست. طبیعتاً همیشه یک سری افرادی هستند که با نظر اشتباه عموم افراد جامعه مخالف هستند و اینطور نیست که تمام افراد جامعه دارای تفکر یکسانی باشند. به طور مثال شورای کلیساها و کلیسای کاتولیک، همچنین در واتیکان پاپ فرانسیس مخالفت هایی در مورد سیستم سرمایه داری دارند و در تغییرات در فدراسیون جهانی اصلاحات در سال 2004 در آکرا و در مجلس اقتصاد کره در سال ۲۰۱۳ و همچنین در بیانات پاپ فرانسیس در سال 2014 نگاه مخالف نسبت به سرمایه داری وجود دارد. در جنبش های آزاد الهیاتی مختلفی وجود دارد و هم اکنون در بسیاری از نقاط دنیا این جنبش ها در حال گسترش هستند و در این گونه جنبش ها، هدف آزادی از ظلم اقتصادی و اجتماعی و سیاسی می باشد. آنچه در پایان می خواهم بگویم این است که امیدوارم همگرایی همه در راستای یک فرهنگ جایگزین برای زندگی محقق شود و این فرهنگ جایگزین دارای ارزش های دینی و فلسفی باشد و بر علیه تمدنهای حاکمی که بر روی گزینه های سطحی کار میکنند و غلبه پول در آنها از اهمیت خاصی برخوردار است عمل کند. این در حقیقت همان جدال نگرش وحیانی با ناباوری دینی را نمایندگی می کند.

خانم زیگرون: ضمن تشکر از پروفسور دوخو و آقای دکه (تهیه کنندگان این پژوهش)، در مورد موضوع مورد بحث همایش، به عنوان افراد متدین، چگونه می توانیم به افراد غیر مذهبی در جهت یافتن راه درست و حرکت به سمت آن کمک کنیم؟ در این راه به چه ارزش هایی مستقل از اینکه چه دینی داریم بایستی توجه کنیم که اثرگذاری مناسبی داشته باشد و چه کارهایی میتوانیم در این راه انجام دهیم؟ اکنون میتوانیم سوال هایی در رابطه با سخنرانی ارائه شده داشته باشیم و یا در مورد تغییراتی را که انتظار داریم در دنیای آینده اتفاق بیفتد و ارزشهای انسانی که در گذشته از دست رفته اند صحبت کنیم

o       پرسش و نظر: آنچه در دنیای فعلی قویتر و فراتر از ادیان مثل مسیحیت و اسلام و غیره است سیستم سرمایه داری است که در دنیای فعلی نقش کلیدی ایفا میکنند و در سطح عملیاتی، یک ساختار جهانی در نظام سرمایه داری وجود دارد و این سیستم سرمایهداری نوعی پویایی دارد که باعث شتاب در پیشبرد آن میشود.

خانم زیگرون: در طی جهانی سازی، همه مذاهب و ادیان با هم در تماس و کنار هم بی دردسر قرار گرفته اند مثل همین برلین که مسجد و کلیسا و غیره دارد و و مذاهب مختلف کنار هم و بدون مشکل مشغول کار و ترویج در دین خود هستند. ۵۸ درصد اهل شهر لایپزیک هیچ علاقه و کاری با دین ندارند و معتقدند که با مذهب هیچ کاری نمی توانند انجام دهند آمارها نشان میدهد که در سال ۲۰۱۵ به طور متوسط حدود ۳۶ درصد جمعیت آلمان تمایلی به دینداری و مذهب ندارند. جهت اطلاع یسشتربه نقشه تفکیک درصد افراد مذهبی در آلمان در اینترنت مراجعه کنید. اکنون به این فکر کنید که ما چه چیزی را از دست داده ایم و چه اشتباهاتی کرده ایم که به چنین شرایطی رسیده ایم؟

o       پرسش و نظر: در شرایط فعلی که اختلاف بین برخی از ادیان بالا گرفته و مخالفت های شدیدی با برخی از ادیان مثل اسلام می شود بایستی وسیله ای جهت نزدیک تر کردن افراد از ادیان مختلف یافت فعالیتهای فرهنگی میتوانند در نزدیک سازی ادیان مختلف تاثیر گذار باشد.

o       پرسش و نظر: در بسیاری از موارد دیده شده است که افراد از مذاهب مختلف تمایل به شرکت در مراسم مذاهب دیگر را ندارند مثلاً کاتولیک ها در کلیساهای پروتستان شرکت نمی کنند و برعکس پروتستانها هم در کلیساهای کاتولیک ها شرکت نمی کنند. هر گروهی به ظاهر در را بر روی دیگر مذاهب میبندد و از گفتگو با دیگر مذاهب و تفکر در مورد نظریات دیگران ترس دارند.

o       پرسش و نظر: من  در انگلستان زندگی کرده ام و در آنجا مسائل بین ادیان بیشتر مطرح میشود. من مسیحی بودم و به مسجد رفتم و افراد در مسجد از من سوال کردند که اینجا چه میخواهی؟ وعده زیادی از افراد از صحبت کردن در مورد مذهب ترس دارند.

 

خانم زیگرون: بحث و سوال به سمت مسئله ترس رفت.  ترس از اینجا ناشی می شود که افراد از آنچه به آن اعتقاد دارند مطمئن نیستند اگر کسی نسبت به اعتقادات خود مطمئن باشد طبیعتاً تمایل دارد که در مورد آن بحث کند و افکار و تفکرات و عقاید خود را با دیگران در میان بگذارد. اما این عدم اطمینان به اعتقادات، باعث بروز ترسی می شود که افراد را از تعامل دینی باز میدارد.

o       پرسش و نظر:  علت این که بسیاری از بیان دین و بحث در مورد آن ترس دارند مربوط به این مطلب می شود که ادیان در جامعه فعلی جایگاه خوبی ندارند. بسیاری از تفکرات دینی برگرفته از تفکرات رادیکالی است. راهکار این است که تلاش کنیم با دیگر افراد دارای دیگر عقاید، بیشتر صحبت کنیم و با افراد دیگر که ادیان دیگری دارند ارتباط تنگاتنگی برقرار کنیم.

خانم زیگرون: ما اکنون در مورد موضوع کلیدی و مهمی در حال بحث هستیم. آنچه که در ادیان آمده است با آنچه افراد عمل میکنند متفاوت است به همین خاطر بایستی افراد را از ادیان جدا کنیم. اسلام دین کشتن و ترور کردن نیست اما شما می بینید که گروهی با استفاده از نام مسلمانان تحت عنوان اسلام اقدام به ترور و کشتن دیگر انسانها می کنند این در حالی است که در اسلام افراد دیگر مثل برادر ما هستند و خداوند آنها را به وجود آورده است و افرادی مثل ما هستند  و کشتن و ترور آنها ممنوع است.

o       پرسش و نظر:  نحوه تدریس و ارائه دروس دینی در مدارس آلمان برای کودکان و نوجوانان چگونه است؟

خانم زیگرون: در مدارس برلین برای کلاس های ششم تا دهم هفته ای 2 ساعت درس اخلاق وجود دارد و این درس بدین منظور ارائه می شود که نه تنها کودکان و نوجوانان با اخلاق آشنا شوند و آن را بفهمند بلکه نحوه عمل کردن به آن را نیز بیاموزند. در این درس اخلاق، مسائلی مانند دوستی، عشق، محبت ، مهربانی، فلسفه و غیره ارائه میشود و یک بخش از این درس مرتبط به معرفی ادیان است و هر دانش آموزی دینی را که علاقه مند است برای بقیه دانشآموزان ارائه میکند و آن را معرفی می نماید و بعد بقیه دانش آموزان می توانند در رابطه با آن دین سوال بپرسند. تدریس مستقیم برای یک مذهب یا دین خاص در این درس وجود ندارد. در سال ۲۰۰۶ در برلین بر روی این مسئله بحث شد که آیا یک درس دینی  برای دانشآموزان قرار داده شود یا یک درس اخلاق. در نهایت به این نتیجه رسیدند که بهتر است که به صورت اختیاری باشد که دانش آموزان یا یک درس اخلاق و یا یک درس دینی را برگزیند. من مدرس درس دینی هستم و در بخش درس دینی، مذهب اوانگلیش را تدریس میکنم و هم مدرس اخلاق هستم. هرچند در درس دینی، تنها افرادی که دارای مذهب اوانگلیش هستند شرکت می کنند و دانش آموزان دیگر مذاهب و ادیان، در این درس شرکت نمی کنند. اما در کلاس اخلاق، تمامی دانشآموزان با ادیان مختلف شرکت می کنند به همین خاطر این کلاس برای من بسیار جالب تر از کلاس دینی است. اکنون در کنار من دو سخنران دیگر جلسه امروز حضور دارند که هر دو دارای تجربیات مشابهی از زندگی در کشور آلمان می باشند وهمچنین زندگی با انسان ها و فرهنگ های کاملا متفاوتی را نیز تجربه کرده اند. پدر بوتنبه، توضیحاتی در مورد عنوان کنفرانس امروز و ایده برگزاری چنین رویدادهایی و همچنین برنامهریزی برای ادامه چنین برنامههایی را ایراد می کنند و سخنران بعدی فردی است که تجربه طولانی زندگی در خارج از آلمان و به طور خاص در ایران را دارد. فکر می کنم که بهتر است بعدا ایشان شخصا خودشان را معرفی کنند.

پدر بوتنبه: عنوان مهمی که در این رویداد بایستی به آن پرداخته شود تعریف انسانیت و همچنین اعتقادات فردی افراد در زمان فعلی است. ما در دنیای فعلی که دنیای دیجیتال است به مدلی برای بیان انسان و انسانیت نیاز داریم. در شرایط کنونی، تکنولوژی در بسیاری از موارد باعث ایجاد فاصله افراد از فلسفه و دین می شود. افراد زمان های طولانی را با کامپیوتر می گذراند و حتی وقتیکه قرار است که از این تکنولوژی در راه درآمدزایی استفاده شود و یا در عصر تکنولوژی افراد مجبورند برای به دست آوردن درآمد مناسب و ایجاد رفاه برای خانواده بسیار کار کنند و فرصتی به دست نمی آورند که خانواده خود را از لحاظ ارزشی ارزیابی کنند و در محیط خانواده، روی ارزشهای انسانی و انسانیت کار کنند و یا مدل مناسبی از ارزشها را در محیط خانواده خود را توسعه دهند. در نظر می گیرید که شخصی تلاش میکنند که برای خانواده خود درآمدزایی کند و از خداوند بابت روزی که به او داده است تشکر میکند اما اگر کارفرمای این شخص از او راضی نباشد نتیجتا درآمدی ندارد که با آن چیزی بخرد و خانواده این شخص به مشکل بر میخورد و طبیعتاً تشکر از خداوند نیز در این خانواده کمرنگ می شود. توسعه تکنولوژی چگونه می توانند به ما کمک کنند ؟ تکنولوژی وقتی میتواند کمک حال بشریت باشد که انسان، در مرکز بحث توسعه تکنولوژی قرار داشته باشد و به جایگاه انسان در توسعه تکنولوژیکی نیز توجه شود. توسعه تکنولوژی در بسیاری از موارد به گونه ای است که باعث نادیده گرفتن جایگاه انسان و ارتقای انسانیت شده است. تکنولوژی به نحوی توسعه یافته است که کمکم کارفرما در حال گرفتن جایگاه خداوند است. کارفرما به انسان کار می دهد هزینه های زندگی شخص و خانواده را تامین می کند و به شخص تعطیلات می دهد. این اتفاقات باعث کمرنگ شدن ارزش و جایگاه خداوند می شود زیرا در دنیای فعلی، ، کارفرما تامین کننده روزی است نه خداوند. این گونه تعاملات و تفکرات در دنیای فعلی، باعث میشود که اگر همسایه شما بمیرد شما کاملا بی خبر می مانید زیرا هیچ گونه ارتباطی با همسایه خود نداشته و ندارید. اما اگر کارفرمای شما خسته به نظر برسد برای شما ناگوار است زیرا شما عاشق کارفرمای خود هستید. در چنین شرایطی تقویت پایههای اعتقادی افراد بسیار ضروری به نظر می رسد و بایستی شرایط به نحوی تغییر داده شود که به نقطه ای برسیم که قابلیت تقویت اعتقادی و ارزشی در افراد به وجود آمده و رشد نماید. در شرایط فعلی، بسیاری از افراد شبیه ربات هایی هستند که برنامه ریزی شده اند که برای کارفرما های خود کار کنند و تفاوت معناداری بین این افراد و روباتها دیده نمیشود و این روند باعث شده است که روز به روز تعداد انسانها در روی زمین کمتر و کمتر شود. اکنون این سوال پیش می آید که جایگاه انسان در این نوع زندگیهای چیست و انسان کجاست؟ در چنین شرایطی اگر تصادفی در خیابان اتفاق بیافتد و اتومبیل شخصی را زیر بگیرد افراد، بی تفاوت به این صحنه نگاه می کنند. به نظر شما، پس انسانیت کجاست؟ این شرایطی است که مکانیسم شناخت انسانیت در افراد دچار مشکل شده است. حال ما میخواهیم نسبت به این مسئله آگاهی خود را افزایش داده و ملاک های ارزیابی انسانیت را مطرح کرده و به عنوان یک شخص متدین بررسی کنیم که صنعت می تواند چه اثراتی بر خداشناسی افراد داشته باشد. شاید یکی از عوامل اصلی بروز چنین مشکلاتی در جوامع بشری، اروپا باشد. مشکلات ماده گرایی به جای خداشناسی، همانند یک سرطان از اروپا در حال توسعه در دیگر کشورها است و این تفکر که در کتاب زندگی افراد چیزی به نام خداوند بایستی وجود داشته باشد کم کم در حال خاموشی است. در قالب دین و در دیدگاه های مذهبی،  افراد دیگر و همسایه نیز دارای ارزش هستند. در کتاب مقدس آمده است که مردم همانند خداوند هستند و شخص متدین نسبت به دیگر افراد جامعه نمیتواند بیتفاوت باشد. افراد متدین در ادیان مختلف، مثل مسیحی، مسلمان و یهودی، بایستی در جهت ارتقاء ارزش های انسانی تلاش کنند و بیان اینکه تکلیفی به عهده افراد متدین در جهت ارتقاء خداپرستی وجود ندارد اشتباه است و افراد متدین مکلف هستند که در این راه قدم بردارند.

میشائیل ونتسل:من کشیش یک انجمن مذهبی در محله فریدریش ویلهلم در خیابان بوندس هستم که از اینجا فاصله زیادی ندارد. موضوع مورد بحث این رویداد بسیار جالب به نظر می رسد. من از دنیای متفاوتی آمده ام زیرا من در جمهوری دموکراتیک آلمان بزرگ شده ام که دارای اجتماعی ملحد بود و از بین افراد فامیل، من از معدود افراد دارای تمایلات مذهبی بودم. من در زمینه ی الهیات در دانشگاه هومبولت در برلین تحصیل کرده ام و تحصیلات مذهبی من از طریق کلیسا نبوده است. سپس به عنوان یک پدر روحانی در یک روستا در براندنبورگ مشغول به کار شدم که هیچ تجربهای در این زمینه نداشتم. در آن دوران، کلیسا نقش ویژه ای را در جامعه داشت و متمایز کننده میان زندگی روزمره  مردم و زندگی مذهبی بود. در آن دوران مردمان روستا به کلیسا علاقه داشتند و از حضور در آن احساس معنویت می کردند. اما مسئله مهم، عقیده و مذهب! آیا عقیده و مذهب یکی است یا با هم تفاوت دارند؟ و اگر متفاوت هستند نقطه تمایز بین عقیده و مذهب چیست؟ پیوسته از این کلمه استفاده میکنیم اما برداشت افراد در مورد این کلمات کاملاً متفاوت است در مورد تفاوت عقیده و دین ایده ها و تزهای مختلفی وجود دارد. در یک تز، عقیده ارتباطی با خدا پرستی و دین  ندارد. این نوع نگرش مربوط به شرایطی است که فرد عقیده ای دارد که بر مبنای آن وجود خداوند را انکار می کند. در تزی دیگر، عقیده حاکی از وجود خداوند است و بین عقیده و دین ارتباط وجود دارد و آن چیزی است که ما به آن عقیده داریم. در نظریه دیگر عقیده شخص برگرفته از تاثیرپذیری از محیط مذهبی است و بدون استدلالات خاص، یک سری عقاید دینی را باور میکند. در این حالت، در یک محیط خاص به مجموعه ای از اعتقادات مذهبی اعتماد می شود و دوری از این باورها و اعتقادات برای شخص ترس ایجاد میکند. من مدتی در ایران زندگی کرده ام و در ایران، تفاوت میان مذهب شخصی افراد و مذهب سیاسی به خوبی آشکار است. در زمینه ی عقیده و دین، نظریات و نگرش ها بسیار متفاوت است و من تمایل دارم که در مورد این نگرش ها و تزهای مختلف بیشتر بحث کنیم.

خانم زیگرون: ما دو بحث متفاوت را از دو سخنران شنیدیم ولی میتوانیم این دو بحث را یک کاسه کنیم. اکنون در آرامش به مباحث مطرح شده فکر کنید و به این مسئله بیاندیشید که در این برهه زمانی، افراد متدین و مذهبی چه کاری می توانند انجام دهند که اثر معنی داری در این برهه زمانی داشته باشد و تغییر معناداری ایجاد کند.

o       پرسش و نظر: من فکر می کنم که بایستی راهکاری را بیابیم که قلبهای افراد را به حرکت در آوریم و افراد را به همدیگر نزدیک تر کنیم و برگزاری رویدادهای فرهنگی یکی از مواردی است که می تواند در این راستا کمک شایانی نماید.

 

o       پرسش و نظر: من سوال دیگری دارم و اینکه چرا مذاهب مختلفی وجود دارند و یک دین واحد وجود ندارد. یک مذهب می گوید که من بهترین مذهب هستم و دیگر مذاهب هم همین ادعا را دارند.

خانم زیگرون: اکنون بر می گردیم به بحث آدم و حوا که چرا دو هزار سال بعد از آنها ابراهیم به پیامبری برگزیده شد و چرا اعتقادات انسان ها بر پایه آنچه ابراهیم ارائه کرد تغییر داده شد و اینکه افرادی که در بخش دیگری از زمین در هند و چین بودند چرا ساختارهای عقیدتی و دینی متفاوتی دارند. در این رویداد نمیتوانیم به این سوالات پاسخ دهیم و میتوان برای بحث و طرح این گونه سوالات، همایش دیگری برنامهریزی کرد و این موارد را در آن همایش مطرح نمود اما میتوانید سوالات مختلفی را که دارید اینجا مطرح کنید.

پرسش و نظر: تعریف انسانهای متدین و غیر متدین اگر در قالب حضور در کلیسا مطرح شود به نظر درست نیست در نظر بگیرید که شخص همسرش می میرد و برای انجام مراسم نیاز دارد که با کلیسا ارتباط برقرار کند می خواهد دوباره ازدواج کند باز به کلیسا نیاز دارد این نیازها مانند نیاز انسان به دندان پزشکی می ماند که شخص برای درمان دندان به دندان پزشک مراجعه میکند اما این کار را از روی علاقه و لذت انجام نمیدهد و لذا چنانچه در دورهی، افراد شرکت کننده در کلیسا زیاد بودند نمی توان گفت که تقویت در باورهای دینی زیاد شده است. مثلا شما از بسیاری از افراد به ظاهر متدین در مورد درخت کریسمس و بابانوئل بپرسید. به شما پاسخ میدهند که در کتاب مقدس آمده است!!! و من از پدربزرگ خود شنیده ام که در کتاب مقدس وجود دارد. اما در حقیقت در کتاب مقدس چنین چیزی وجود ندارد. تعریف شخص متدین در چنین شرایطی چیست و چه شخصی یک شخص متدین گفته می شود؟

پدر بوتنبه: پاسخ صریحی در مورد بسیاری از سوالات دینی وجود ندارد و تنها کسی که می تواند پاسخ این سوالات را بدهد خداوند است. آنچه شما به عنوان پاسخ یک سوال از کسی می شنوید در حقیقت بیانگر نظر آن شخص در مورد آن سوال است و نه جواب مطلق آن. واقعا پاسخ مطلقی برای برخی از سوالات وجود ندارد و در بسیاری از مواقع، شخص با ارتقای روحی میتواند پاسخهای برخی از سوالات خود را از خداوند دریافت کند.

پرسش و نظر: من مایلم که به نگرش دین کاربردی اشاره کنم به همین خاطر از یک مثال استفاده می کنم. شما به خرید میروید و یک لباس قرمز زیبا می بینید و با خود می گویید که چقدر زیبا است و اگر این لباس را بپوشم در آن برای دیگران بسیار زیبا و جذاب به نظر خواهم رسید. اما وقتی قیمت آن را می پرسید به شما گفته می شود ۳۶۵ یورو و شما از خرید منصرف شده و راهی خانه میشوید اما پیوسته به آن لباس فکر می کنید و در نهایت چند دقیقه قبل از بسته شدن مغازه به آنجا رفته و ۳۶۵ یورو را بابت لباس پرداخت کرده و لباس را می خرید در حالی که به این فکر می کنید که آیا این لباس به این قیمت می ارزد یا خیر و گاهی احساس می کنید آنچه لباس به شما میدهد و تغییری که این لباس در زندگی شما ایجاد می کند به این قیمت نمی ارزد چون که بایستی ساعات زیادی را کار کنید که ۳۶۵ یورو به دست آورید یعنی ساعات زیادی از عمر شما به خاطر این لباس از بین می رود. آنچه با این مثال می خواهم بگویم این است که انتظارات ما از دین کاربردی این است که چقدر می تواند در زندگی ما تغییرات سودمند ایجاد کند بسیاری از افراد به مسئله دین، در سطح نگرش دین کاربردی فکر می کنند که دین چه خواسته هایی از آنها را برآورده می کند و آن کسی که مثل مصرفکننده از دین کاربردی میخواهد استفاده کند پیوسته به این مسائل می اندیشد. اما آنچه که شما در کتاب مقدس یا قرآن میبینید بیانگر این مطلب است که این طور نیست آنچه را که مد نظر شما و بهرهبرداری شما از دین است به شما داده شود. این طرز نگرش به دین منجر به این میشود که انسانیت فراموش شود و میتواند منجر به این شود که بسیاری از افراد از سمت خداوند زنده به سمت ملحد شدن پیش بروند.

میشائیل ونتسل: من همه مواردی را که مطرح شده بود را نوشته ام و در مورد برخی از موارد مطرح شده مایلم اشاراتی بکنم. اینکه افراد، چه مسلمان که به مسجد میروند و چه مسیحیان که به کلیسا میروند اینها به این مفهوم نیست که دین در همین بخش خلاصه شود بلکه بخش اصلی دین داری در لحظه لحظه زندگی افراد است و این مفهوم دینداری را دارد نه تنها دین داری در زمان رفتن به مسجد و کلیسا و غیره. هرچند میتواند آموختههای دریافتی در مسجد و کلیسا برای افراد مفید واقع شود

خانم زیگرون: ما اکنون درنقطه ای هستیم که وضعیت فعلی را به خوبی آنالیز کرده اما هنوز تقریبا این مسئله که چه اشتباهاتی دین ها انجام میدهند یا انجام داده اند هنوز مشخص نیست و در مورد آن بحث نشده است. ما میخواهیم افراد به شکل و وضعیتی تبدیل نشوند؟ به چه ارزش هایی باید پایبند باشند و چگونه میتوانند درست زندگی و رفتار کنند؟ انسان به چه وسیله ای می تواند به ارزش ها دست یابد و چگونه می تواند چنین چیزهایی را به انجام برساند؟ ما در این بحث امروزنقطه نظراتی را در این رابطه مطرح کردیم هرچند نمیتوان یکسری راه کارهای دقیق در این رابطه ارائه نمود و نیاز به همایش های دیگری برای بحث در این موارد نیاز است زیرا این بحث خیلی وسیع است و نمیتوان در این رابطه در این جلسه خیلی عمیق شد. من مایلم به چند نکته کلیدی اشاره کنم.  یکی خانواده است که در این جامعه و ساختارهای موجود امکان بیماری خانوادهها وجود دارد. اینکه یک خانواده عملکرد مناسبی را داشته باشد به چه چیزهایی نیاز است و به چه ساز و کارهایی برای ایجاد یک خانواده مناسب نیاز است؟ دومین مورد صنعت است وچگونه در تعامل با صنعت و پیشرفت تکنولوژی میتوان مدیریت زمان انجام داد و چگونه میتوان در کنار کار و اشتغال به فرزندان و دین نیز توجه کافی داشته باشیم؟ مورد بعدی در مورد نوجوانان است و اینکه نوجوانان ما در حال رفتن به چه مسیری هستند؟  ما بایستی چه ارزشهایی را در مدارس، به کودکان و نوجوان خود بیاموزیم؟ موارد کوچک اما مهمی وجود دارد که بایستی به آنها نیز توجه شود. استرس یکی از عواملی است که باعث بروز بیماری در افراد میشود و انسان بایستی بیاموزد که چگونه آن را کنترل کند. شخصی در رسانه ای کار می کند. اخلاق در رسانه چگونه تعریف می شود و تعریف آن چیست؟ خط قرمز ها چه مواردی هستند؟ مستقل از اینکه چه دینی داریم بایستی بدانیم که چگونه می توان از دین به طور کاربردی در زندگی و به طور عملی بهره ببریم و در این مورد اعتقاد به محمد یا مسیح اصلا مهم نیست. اکنون اینجا هستیم و میخواهیم ببینیم ما چه برنامهریزی برای آینده میتوانیم بکنیم یا چه کارهایی را در راستای اهداف و نکات مذکور در این رایزنی فرهنگی یا هرجای دیگری می توانیم انجام دهیم؟ اما اکنون ما در. آغازین و در مرحله اولیه کار هستیم.

o       پرسش و نظر: ما اکنون در دنیایی قرار داریم که از لحاظ تمدن مریض است و در بسیاری از موارد سیاست ها و دنیای سیاست به این بیماری و افزون شدن آن دامن می زنند. موزیک و هنر در چنین شرایطی فکر می کنم یکی از ابزاری باشد که بتواند انسان ها و به خصوص کودکان را به هم نزدیک کند.

خانم زیگرون: دین و مذهب برای کودکان جایگاه و مفهومی متفاوت دارد. انجام برنامههای فرهنگی و تئاتر توسط کودکان نمیتواند آنها را به سمت راهی درست سوق دهد. ما باید یکسری اصول و پایه های اساسی برای رشد دینی کودکان تعریف کنیم.

 

پرسش و نظر:  من می خواهم کمی به عقب برگردم و به مسائل قبلی مطرح شده اشاره کنم و اینکه در نهایت تعریف انسان چیست؟ چه کسی انسان است؟

میشائیل ونتسل: ما اکنون با پناهندگانی از کشورهای مختلف با سنین و ادیان مختلف سروکار داریم و در راه حمایت از آنها بسیار لذت می بریم و آنها را کمک میکنیم تا جایگاه مناسبی برای خود در کشور آلمان بیابند. در همین راستا، شما وقتی به باشگاههای ورزشی میروید میبینید که در تیم های فوتبال تشکیل شده نوجوانان و جوانان از کشورهای مختلف با هم و بدون مشکل مشغول بازی هستند ما در کلیسای خودمان حدود ۲۰ شخص بی سرپناه را مورد حمایت قرار داده ایم و برای این ۲۰ نفر، ۸۰ نفر مشاور مشغول کار هستند یعنی هر شخصی بی سرپناه چهار مشاور دارد. در کنار مجموعهی این اتفاقات و عملکردهای ارزشی، من از رسانه ها نا خرسندم که چنانچه چند مورد نامناسب را در جامعه مشاهده میکنند همان موارد را سریعا برداشت کرده و به مردم ارائه می کنند و باعث القای غیر واقعیتها میشوند. در مجموع آن اعمالی که می توانند نزد خداوند به عنوان ارزش تلقی شوند انجام آنها نشانه هایی از انسان بودن و انسانیت است مانند نمونههای که ذکر کردم.

o       پرسش و نظر:  من فکر می کنم وقتی والدین نزد کودک خود سیگار میکشند نمیتوانند فرزندان خود را از نوشیدن الکل و سیگار کشیدن منع کنند در چنین شرایطی، مدارس نقش کلیدی در ایجاد ساختارهای اخلاقی و رفتاری کودکان و نوجوانان دارند. من نمیخواهم بگویم که ایران یک مدل خوب برای آلمان در این مورد است. مثلا خوانده ام که نروژ استراتژی خوبی در رابطه با سیگار کشیدن دارد اما در موارد دیگری مثل هم جنس گرایی عملکرد مناسبی نداشته است. بهمین خاطر پیدا کردن یک مدل خوب در تمامی موارد کار ساده ای نیست. من می خواهم همچنین در مورد کتاب مقدس و قرآن بیان کنم که  قرآن خلاصه ای از مجموعه کتابهای مقدس قبلی است البته در آن بسیار در مورد محمد(ص) صحبت شده است و اگر شما به ترجمه آلمانی قرآن مراجعه کنید خواهید دید که در مورد مسیحیت، مسیح و حضرت مریم قرآن پیوسته احترام خاصی دارد و با احترام از آنها در قرآن یاد می شود.

پدر بوتنبه: ما به عنوان افراد متدین که به خداوند زنده اعتقاد داریم نسبت به دیگران وظیفه داریم و دیگر افراد مانند افراد نیازمند هستند و ما باید به آنها کمک کنیم و افراد مذهبی و متدین بایستی به عنوان تکلیف این موضوع را ببینند و در این راه کوشا باشند.

خانم زیگرون: معمولا افراد در جامعه ما در مورد اینکه آیا دین دار هستند یا نه، صحبت نمی کنند. همچنین آنها تمایلی به صحبت کردن در رابطه با ساختارهای اعتقادی و دینی خود نیستند. بایستی این گونه باشیم که اگرچه در مورد دین صحبت نمی کنیم اما با دین در ارتباط باشیم بایستی افراد با خداوند ارتباط داشته باشند مستقل از اینکه چه دینی دارند. دین با ما در ارتباط است و داشتن دین، زندگی افراد را ساده می کند. تفاوت افراد ناشی از اراده خداوند است و وجود ادیان هم ناشی از اراده خداوند است. ادیان وجود دارند و واقعیت این است که ادیان وجود دارند چون که خداوند خواسته است که ادیان وجود داشته باشند.

o       پرسش و نظر: پس چرا در برخی از ادیان اشتباه وجود دارد؟

خانم زیگرون: یک دین که شما آن را اشتباه میپندارید در حقیقت آن دین به اشتباه برای شما به تصویر کشیده شده است.

o       پرسش و نظر:  من می خواهم یک انتقاد از رسانه ها بکنم و این که قبلا برنامه ای در رادیو فرهنگ آلمان وجود داشت که هر یکشنبه یا تعطیلات مذهبی در مورد یکی از ادیان در آن صحبت میشد و مدت زمان این برنامه حدود نیم ساعت بود. حال حدس بزنید که هم اکنون مدت زمان این برنامه چقدر است؟ این برنامه الان ۳ دقیقه است و ۲۷ دقیقه این برنامه حذف شده است دلیل این کار را چنین معرفی میکنند که افراد تمایلی به برنامههای مذهبی و دینی ندارند. یک پروفسور دانشگاه برلین که بازنشسته شده است به نام فریده ولف یک برنامه ای را در رابطه با انجمن های اومانیست ترتیب داده است و در رابطه با آن، برنامه رادیویی ارائه می کند تنها به این دلیل که این برنامه، یک سوم افراد غیر مذهبی را تحت پوشش قرار می دهد و این افراد به این نوع برنامه ها علاقمند هستند. در چنین شرایطی اگر تقاضا شود که برنامههای دینی خاص در رسانهها مطرح شود این تقاضا مورد استقبال قرار نمی گیرد. داشتن جمعیت حدود ۳۶ درصد افراد غیر مذهبی در کشور در چنین شرایطی طبیعی است و در چنین شرایطی بایستی انتظار داشت که این درصد افزایش نیز بیابد.

o       پرسش و نظر:  موردی که اشاره کردید که قرآن یک خلاصه و مجموعه ملخص از بقیه کتابهای مقدس است من با این مورد موافق نیستم.

o       پرسش و نظر:  منظور من این بود که در قرآن مجموعه ای از اطلاعات کلیدی که در کتابهای مقدس و در مورد ادیان دیگر وجود دارد جمع و ارائه شده است.

میشائیل ونتسل: این کره زمین متعلق به ماست چون ما زنده هستیم و بایستی در روی این کره خاکی با هم زندگی کنیم. مذاهب مختلفی در این کره خاکی وجود دارد اما اینکه روی این کره خاکی دارای چه دین یا مذهبی باشیم بستگی به شرایط دارد. مثلا من مسیحی هستم زیرا من مطالب مربوط به مسیحیت را خوب می دانم و می فهمم و از کودکی با مسیحیت آشنا شده ام و در یک محیط مسیحی بزرگ شده ام و نتیجه این است که بر حسب شرایط، افراد دین های مختلفی را اخذ میکنند. مورد دیگری که وجود دارد این است که بعضی اوقات افراد می پرسند که اگر پیوسته به کلیسا بیایند چه اثراتی روی سلامتی آنها خواهد داشت؟ البته شرایط و محیط مذهبی، باعث بروز آرامش در افراد میشود که خود میتواند برای سلامتی افراد مفید باشد و تحقیقات نشان داده است که افرادی که در محیط های مذهبی هستند 6.6 درصد شانس بیشتری برای زندگی دارند. البته این افزایش شانس می تواند مربوط به این شود که اشخاص مذهبی مثلا الکل کمتری مصرف می کنند و از موارد بسیاری که بر سلامتی انسان اثر گذار است دوری میکنند هرچند می توان گفت که دین از جنبه های مختلفی بر روی انسان می تواند اثر گذار باشد. بعضی وقتا این سوال مطرح میشود که چرا افراد مسیحی خوش برخورد تر، خوشحال تر و مهربان تر از افراد غیر مذهبی جامعه نیستند؟

خانم زیگرون: کلیسا های آفریقایی دارای محیطی بسیار شاد هستند ارتباط من با  این کلیسا ده سال بعد از این که مشغول به تدریس بودم اتفاق افتاد وقتی که یک دختر خانم دانش آموز از من پرسید که فرق مذهب کاتولیک و پروتستان چیست؟ و من جواب آن را نمی دانستم. به همین خاطر، پیش یک کشیش رفتم و این تفاوت را پرسیدم. در آلمان، افراد بسیار مودب و متشخص وارد کلیسا شده و از آن خارج می شوند اما لذتی که از حضور در کلیساهای آفریقایی میبردم در کلیساهای آلمان تجربه نکرده ام و در کلیساهای آفریقایی احساس می کنید که خداوند به تو نزدیک تر است. درچنین رویدادهایی، وجود افراد با زمینه ها و ایده های مختلف بسیار سودمند است و اگرچه این گروهی که هم اکنون اینجا هستیم به نسبت کوچک به نظر میرسد اما قرار نیست که این گروه کوچک، تغییری بزرگ ایجاد کند. هر چند این گروه کوچک، میتواند به نوبه خود در مطرح کردن خداوند و دین نقش و سهم داشته باشد و انسان بایستی کاری را انجام دهد که بتواند به خداوند بگوید که من سهم و وظیفه خودم را در راه اعتلای دین، دینداری و خداپرستی به انجام رسانده ام و هر کدام از ما که در اینجا هستیم برنده ایم.

 

 


 

 


١٥:٠٤ - 1396/11/19    /    شماره : ٦٩٨٣٨٣    /    تعداد نمایش : ١٠١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
Call for Papers Zweite Internationale Konferenz zu Schiastudien

اطلاعیه مراسم مرثیه حسینی

biblio

Instagram (Iran_Kultur)

Reise in den Iran

Islamic Scolar schools

اسلام‌شناسی و الهیات اسلامی در آلمان

Iran-wissen

Iran & Kultur/website

مرکز فردوسی

studie

شرق شناسی

MenaLib

فصلنامه اشپکتروم ایران

Iran Today

دستورِ زبانِ پارسی

Islamic Republic News Agency

iranyad.ir

farsi

Botschaft

samantarjomah

فارسي بياموزم

اوقات شرعی

sazman

صفحه اصلی|سفر به ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت